ججو خان مظهر عزت وسربلندی کُردهای کرمانج
ججوخان ، فرزند الله وردي بيگ ، فرزند ججو بود ، ججو در نوجواني پدرش را از دست داد و حكومت درگز مقام پدرش را به او تفويض نمود و به حكومت ميانكوه ( در منطقه درگز ) منصوب شد ، زيرا اهالي آن جا كرد بودند و شورش مي كردند . در آن زمان روسيه و انگليس كاملاً بر تصميم گيري ها ي ايران اثر گذار بودند .
مدتي قصد داشت وارد قوچان شود و نيروهاي ملي را عليه روسها بسيج نمايد ، پس از بمباران حرم ، روسهاي تزاري كه ججوخان را مخالف اهداف و اميال تجاوز كارانه خويش مي ديدند ، در صدد دستگيري ججو بر آمدند ، ججو در اسفند 1290 خورشيدي دستگير شد ولي پس از مدتي از زندان روس ها گريخت . ججو مبارزه عليه روسها را ادامه داد ، به پاسگاه ها و پايگاه هاي آنها در نواحي مرزي شبيخون مي زد و افسران و سربازان روس را مي كشت و اسلحه و مهمات آنها را بين سواران خود تقسيم مي نمود ، روسها از دولت احمد شاه خواستند كه ججو را دستگير كند ولي دولت گفته بود اين كار از عهده ما ساخته نيست.
پس از اين جريان ، روس ها تمام نيروهاي خود را عليه ججو بسيج كرده و به تعقيب او فرستادند . تعقيب ها مؤثر واقع نشد . ججو ، به عنوان يك ايران دوست روس ستيز محبوب مردم بود ؛ ججوخان ياور ستم ديدگان بود و در حمله ملخ ها انبارهاي محتكرين را شكست و گندم را بين فقرا و بيچارگان تقسيم مي كرد
عاقبت ججوخان ، با خيانت برخي كردها كه به ياري روسها آمده بودند كشته شد .
مؤلف كتاب خاوران گوهر ناشناخته ايران در مورد ججوخان آورده است : او سايه روح نادر و داراي سري پر شور و انديشه اي آشتي ناپذير با سستي ها و بي حالي ها و سرافكندگي ها بود.
در گزارش هاي مركز فرماندهي آخال تأكيد شده بود كه جسد ججو را به روسيه بفرستند آن روزها كه فاصله شهرها بسيار دور بود ، شكم سردار خاوران را دريدند ، پر از يخ و برف كردند و تن بي جانش را در صندوق پريخ گذاشته به روسيه نزد متخصصان فن فرستادند تا شايد از مكانيسم مغز و دل اين آفريده شده پي به نبوغ و برتري هاي نظامي او ببرند
+ نوشته شده در ساعت توسط رضا
|